السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

386

تفسير الميزان ( فارسي )

كه يكى مىگويد : « به من اجازه بده و فريبم نده » و ديگرى مىگويد : « او مردى دهن بين است » و در جايى ديگر در باره صدقات ، زخم زبانها مىزنند ، و هرگز و در هيچ موقفى از در خير خواهى درنيامدند ، پى به كفر و نفاق آنان نبرده باشد . پس بطور مسلم رسول خدا ( ص ) منافقين را كاملا مىشناخته ، و از كفر و نفاق درونى آنان آگاه بوده ، و با اين حال اگر مىبينيم خداى تعالى او را عتاب مىكند كه چرا اجازه دادى و صبر نكردى تا تحقيق كافى به عمل آورده در نتيجه منافقين از مؤمنين برايت مشخص شود مىفهميم كه قطعا عتاب عتابى غير جدى است ، و منظور از آن همان معنا و غرضى است كه در بيان سابق گذشت . و اما اينكه گفت : « و اذنى كه خداى تعالى از آن عفو فرموده باعث فوت مصلحتى شده كه خدا در آيه شريفه آن را بيان كرده ، و آن جدا شدن منافقين از مردم با ايمان است » صحيح نيست ، زيرا آن مصلحتى كه در آيه شريفه ذكر شده اطلاع يافتن و شناختن رسول خدا ( ص ) بر دروغگويان است ، نه مطلق شناخته شدن آنان ، و از بيان گذشته روشن شد كه رسول خدا ( ص ) آنان را مىشناخت ، و حقيقت و مصلحت هم - كه سد باب فتنه اختلاف مىباشد - در اذن آن حضرت بود ، زيرا ( همانطور كه مكرر خاطرنشان كرديم ) آن جناب از حال منافقين بدست آورده بود كه به هيچ وجه در امر جهاد شركت نخواهند كرد ، چه اذن تخلف به ايشان بدهد و چه ندهد ، الا اينكه به منظور حفظ ظاهر و علنى نساختن مخالفت آنان و حفظ ظاهرى وحدت كلمه - هر چند واقعيتى نداشت - اجازه داد تا از شركت در جهاد معاف باشند . در اينجا ممكن است بعضىها پيش خود تصور كنند اگر در آن ايام كه ايام جنگ تبوك و بحبوحه شوكت و قدرت اسلام و نفوذ كلمه رسول خدا ( ص ) بود ، نفاق منافقين تا اين اندازه معلوم بود ، و افراد آنان تا اين پايه شناخته شده بودند ، مسلمانان فريب تفتينهاى آنان را نمىخوردند تا در نتيجه گرفتار اختلاف شوند . لذا مىگوئيم اسلام در نظر ديگران مهابت و شوكت داشت ، و ملل ديگر آن روز از شوكت آن هراسيده و از شمشير سپاهيانش بلرزه مىافتادند ، و اما مسلمانان در ميان خود آن طور كه بايد از تعاليم اسلام بهره مند نگشته ، و بوسيله آن دلهايشان را از مرض نفاق پاك نكرده بودند ، و در نتيجه آن طور كه بايد داراى وحدت كلمه و عزم راسخ نشده بودند ، و آيات مورد بحث و همچنين آيات بعد از آن تا آخر سوره ، خود شاهد صدق اين گفتار است . آرى ، همين مسلمين بودند كه در جنگ احد مرض دلها و نفاق درونى خود را اظهار نموده ، و با اينكه دشمن در كنار شهر ايشان قرار داشت نزديك به ثلث از آنها پشت به جنگ